سروش صحت راز شمعدونی را لو نمی دهد!؟

سروش صحت راز شمعدونی را لو نمی دهد!؟

مجموعه : اخبار سینما ، فرهنگی و هنری
سروش صحت راز شمعدونی را لو نمی دهد!؟

راز سر به مهر سریال شمعدونی هم چنان ادامه دارد …

 

«شمعدونی» سریال مهم این شب های تلویزیون است. مهم از خیلی جهات؛ اول اینکه این سریال را سروش صحت ساخته، بازیگر و کارگردانی که دو کار قبلی اش یعنی «ساختمان پزشکان» و «پزمان» حسابی در زمان پخش شان گرد و خاک به پا کردند. بعد اینکه سریال از شبکه سه و در یکی از مهمترین باکس های تلویزیون در حال پخش است. بی تردید تلویزیون برای این باکسش، کاری را روی آنتن می فرستد که یک چیزایی داشته باشد.

اما عامل مهم دیگر در مهم بودن شمدونی، بحث هایی است که این روزها و در همین مدت حول و حوش آن شکل گرفته؛ اینکه «شمعدونی» دارد تصویر نادرستی از خانواده و روابط حاکم بر آن ارائه می دهد. همه این دلایل در کنار هم کافی است که از جهات مختلف این ساخته صحت را مورد بررسی قرار دهیم.

سروش صحت، نویسنده و کارگردان از سریال دفاع کرده است

پارسال بود که سروش صحت یک بار دیگر صندلی کارگردانی را قبضه کرد و «شمعدونی» را جلوی دوربین برد. پخش این سریال کمدی از شبکه سه تا امروز کلی واکنش و بازخورد داشته؛ آن هم در شرایطی که «در حاشیه» به حاشیه رفت و «شمعدونی» جایش را گرفت. خیلی ها موافق توهین و تمسخر کاراکترها نیستند و از اینکه عرشیا توی روی بزرگترها می ایستد، خون خونشان را می خورد اما عده زیادی هم عاشق طنز ملایم و فضای ملموس این کار هستند.

خلاصه در یک گوشه از جامعه، یعنی فضای مجازی کل کل طرفداران و مخالفان سریال ادامه دارد. هیچ کس بهتر از سروش صحت نمی توانست به این انتقادها جواب بدهد. در فرهنگسرای ارسباران قرار گذاشتیم و خیلی کوتاه و فشرده – چون صحت عجله داشت و باید به قرار بعدی اش می رسید – درباره جنبه های مختلف سریال گپ زدیم.

انگار یک عده هنوز نتوانسته اند با «شمعدونی» ارتباط برقرار کنند؛ به نظرتان دلیلش استفاده از بعضی چهره های تازه نیست؟

– اولا که سر «ساختمان پزشکان» و «پژمان» هم ما بازخوردهای این شکلی داشتیم، بخصوص در فضای مجازی؛ یعنی اوایل پخش آن دو سریال هم یک عده کار را دوست داشتند، یک عده هم دوست نداشتند. بعد به مرور، مردم بیشتر با سریال ارتباط برقرار کردند و رابطه دوستانه ای بین شان شکل گرفت. شاید علتش این باشد که من در کارهایم دوست دارم از بازیگران جدید و کمتر شناخته شده استفاده کنم و یک ذره طول می کشد مردم به دیدن این چهره های تازه عادت کنند اما زمان که می گذرد، مرردم عادت می کنند و بعد انگار دل شان هم تنگ می شود.

در سریال «شمعدونی» ما با یکسری خرده داستان طرف هستیم. انگار هر کدام شان یک قاب کوچک هستند از چالش های ساده و روزمره کاراکترها. هیچ پیچ و خم ویژه ای در پیرنگ اصلی داستان نمی بینیم. چی شد که این ساختار را برای «شمعدونی» انتخاب کردید؟

– همینطور که گفتید اینجا ما یکسری خرده داستان داریم که همین جوری می روند توی دل هم و گسترش پیدا می کنند؛ یعنی یک داستان شروع می شود و بعد می شود دوتا داستان، بعد می شود سه تا و چهارتا.

قبل از اینکه یک داستان تمام بشود، چند داستان دیگر شکل می گیرد و این داستان هایی که خیلی خیلی ساده هم هستند اما به تعداد زیاد و همزمان به موازات هم جلو می روند؛ یعنی تا همین الان که داریم با هم گفتگو می کنیم، می بینیم مسئله قبول نشدن سارا در رشته پزشکی همچنان سر جایش هست، اختلاف عطا و هوشنگ سر جایش هست، مسئله اینکه بابا رضا و زیبا آمده اند توی این خانه، هنوز سر جایش هست، حالا هم اختلاس هوشنگ به اینها اضافه شده، عشق بابا رضا به خانم جهانگرد هم اضافه شده. داستان ها ساده هستند اما همینطور که تعدادشان دارد زیادتر می شود، پیچیدگی شان هم بیشتر می شود.

شما یکسری مسائل را در «شمعدونی» نشان داده اید که واقعیت روز جامعه ما هستند؛ مثلا کم نیستند بچه هایی که مثل عرشیا گستاخ و پر رو باشند. حتی ما خیلی راحت همدیگر را مسخره می کنیم و به ریش هم می خندیم. به نظرتان این حجم واکنش های منفی چه دلیلی می تواند داشته باشد؟

– این جوری هست و اشکالی هم ندارد؛ مثلا استاد من که آقای مدیری است وقتی «در حاشیه» را می سازد، به نظرم آدم ها حق دارند یا از آن کار خوش شان بیاید یا خوش شان نیاید، مثل هر کار دیگری ولی یک عده می آیند به بخش توهین آمیز سریال ها انتقاد وارد می کنند که اتفاقا به نظرم این بخش اصلا نباید مهم باشد.

هیچ کدام از ما بچه بی ادب دوست نداریم اما مدام درباره این مسئله صحبت می کنیم که طنز باید آینه ای از اجتماع باشد. طنز اجازه دارد در نمایش بعضی مسائل بزرگنمایی کند. من نمی دانم شما بچه های مودب و تر و تمیز سریال ها را چقدر دور و بر خودتان می بینید؟ من که نمی بینم اصلا، یا زیاد دور و برم ندیده ام ولی بچه های این شکلی که اتفاقا هم شیرین اند هم آدم دوست شان دارد، هم کلی چیزهای خوب دارند ولی گاهی وقت ها هم آدم را دیوانه می کنند، دور و برم دیده ام. به نظرم اینها را می شود نشان داد و واقعی تر هستند.

خیلی ها این سوال برایشان مطرح است که نمایش این واقعیت به چه دردی می خورد؟

– چون کار ما قرار است آینه ای باشد که بعضی چیزها را بزرگنمایی کند، ما می خواهیم بگوییم پدر مادرها حواس تان باشد بچه هایتان شیرین اند، عزیزند، محبوبند ولی یک جاهایی دارند دیوانه مان می کنند به این چیزها هم توجه کنید. فکر می کنم عرشیای داستان ما هم همین جوری است، مثل بقیه کاراکترهایش. ممکن است با هم کل کل کنند اما همیشه در موقعیت های بحرانی پشت سر هم می ایستند. هوشنگ معذرتخواهی هایش قبول نمی شود ولی باز هم معذرتخواهی می کند و ته تهش می بینیم که عطا را دوست دارد.

عطا ظاهرا معذرتخواهی را قبول نمی کند اما باز هم همیشه پناه می آورد به خانه هوشنگ. ما در رسانه ملی باید برای سلایق مختلف، برای عقاید مختلف، برای آدم های مختلف کار ارائه کنیم. طبیعتا یک عده هم کار را دوست ندارند و آن لحظه کانال را عوض می کنند یا تلویزیون شان را خاموش می کنند.

کاراکتر زهره، مادر خانواده انگار وصله ناجور است. از بقیه عاقل تر و منطقی تر است و طنز پررنگی توی شخصیتش دیده نمی شود.

– اتفاقا رگه های طنز دارد، فقط خیلی جدی است. جلوتر که برویم، اتفاقات بیشتری برای این شخصیت می افتد و رگه های طنزش بیشتر معلوم می شود ولی این یکی از همان ایرادهایی است که خودتان گرفتید. وقتی در یک کار همه شخصیت ها یکجورند، همه می گویند چرا یک شخصیت عاقل و آدم درست و حسابی این وسط ندارید؟

وقتی یک شخصیت اینجوری در کا رهست، می گویند وصله ناجور است! وقتی زن های کار شوخ و شنگ اند، می گویند شما دارید شخصیت زن را تحقیر می کنید. حالا که یک زن عاقل و منطقی توی داستان هست، می گویند مگر توی کار طنز باید چنین شخصیتی وجود داشته باشد. می دانید؟ این شمشیری است که من به آن عادت کردم و هیچ اشکالی هم ندارد.

چرا سروش صحت راز «شمعدونی» را لو نمی دهد؟

قاسمخانی ها بهترینند

بعد از «ساختمان پزشکان» و «پژمان» این اولین بار است که برادران قاسمخانی با تیم نویسندگان سریال سروش صحت همکاری نداشته اند. احتمالا خیلی ها با خودشان فکر می کنند حضور پیمان و مهراب می توانست بار طنز «شمعدونی» را بیشتر و فضای کار را جذاب تر کند؛ مثل «ساختمن پزشکان» که اواخر پخش سریال، دل کندن از آن برای خیلی ها سخت بود. صحت لابلای حرف هایش دلیل این تصمیم را توضیح داده اما هر چه اصرار کردیم حاضر نشد بگوید چرا اسم سریالش را «شمعدونی» گذاشته.

پیمان و مهراب قاسمخانی این بار توی تیم نویسندگان حضور ندارند، چی شد که تصمیم گرفتید خودتان و ایمان صفایی متن ها را بنویسید؟

– توی این کار مهراب طراح صحنه بود و پیمان هم مشاور ما. دلیلش هم این بود که این طرح را من و ایمان از مدتی قبل داشتیم و چون فقط یک خط داستانی وجود داشت، نمی شد چندتا نویسنده متن این سریال را بنویسند. می دانید در «پژمان» و «ساختمان پزشکان» هم من و ایمان می نوشتیم ولی سرپرست نویسندگان پیمان بود.

آنجا کار اینجوری بود که یک داستان شروع و تمام می شد، حالا ممکن بود یک قسمت طول بکشد، ممکن بود دو قسمت طول بکشد یا سه قسمت ولی داستان ها مجزا بودند؛ یعنی می شد نویسنده های متددی داشته باشند اما سر این کار چون داستان ها خیلی خیلی با هم مرتبط بودند، با وجود اینکه من عاشق نوشته های پیمان و مهراب هستم و به نظرم بهترین های این عرصه اند، نمی شد چندتا نویسنده این کار را بنویسند.

به نظرم، در آن صورت فضای کار هم به کلی فرق می کرد؛ یعنی طنز شما یک جور ملایمتی دارد که به فضای رئال نزدیکتر است و با فضای فانتزی و فکاهی نوشته های پیمان و مهراب قاسمخانی متفاوت است.

– چون من مسائل روزمره را خیلی خیلی دوست دارم. این همزمان شدن چند داستان هم به نظرم اتفاق خوشایندی است.

چرا اسم «شمعدونی» را برای سریال تان انتخاب کردید؟

– اگر صبر داشته باشید، متوجه می شوید.

یعنی هیچ راهی ندارد؟

– نه دیگر، الان نمی شو. اواخر سریال دلیلش معلوم می شود.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه