گفتگویی با فرامرز قریبیان

مجموعه : مصاحبه و گفتگو

گفتگویی با فرامرز قریبیان

گفتگویی با فرامرز قریبیان

فرامرز قریبیان آنقدر که در بازیگری خوش اقبال بوده ،‌ در کارگردانی بد بیاری آورده است. او به عشق بازیگری وارد سینما شد اما از یک جایی به بعد تصمیم گرفت ،‌علاوه بر بازی پشت دوربین هم بایستد. سال 65 سراغ اولین فیلمش رفت اما جدال در تاسوکی به خاطر محدودیت های فراوان،‌چیزی نشد که قریبیان انتظارش را داشت.

دومین فیلمش را سال 74 کارگردانی کرد که باز هم توقع مخاطبان را برآورده نکرد. چهار سال بعد چشمهایش را ساخت که این بار حجم زیادی از تحسین ها را برایش به همراه داشت. سال 91 در روز اول جشنواره گناهکاران او به نمایش درآمد. فیلم هم مورد توجه مردم قرار گرفت هم مخاطبان. چهارمین فیلم قریبیان هم پخته تر از سه تای قبل است هم نشان از دلبستگی های او به سینمای پلیسی دارد. این فیلم مهرماه سال پیش اکران شد و اسفند ماه نسخه خانگی آن به بازار آمد.

در حاشیه اکران عممومی فیلم با فرامرز قریبیان درباره گناهکاران گفت و گو کردیم که فرصت انتشار الان و به بهانه پخش دی وی دی فیلم فراهم شده است.

* شما در کارگردانی به اندازه بازیگری خوش شانس نبودید. شاید اگر در فیلم اول تان به اندازه این دو فیلم موفق می شدید، اصلا مسیر سنمایی شما هم عوض می شد. در فیلم اول مشکل از شیوه کارتان بود یا اتفاقات فرامتنی و خارج از کنترل کارگردان رخ داد؟

جدال در تاسوکی را که می خواستم بسازم قرار بود نقش یک را خودم بازی کنم اما اجازه بازی ندادند! برای نقش دیگر جمشید هاشم پور را می خواستم که او هم ممنوع الکار بود.این سنگ اندازی ها باعث شد بازیگرانی که می خواستم نصیب مان نشود. از آن طرف نزدیک عید بود و خیلی از بازیگران گرفتار مسافرت. مشکل بعدی مان ضیق وقت بود و کمبود بودجه. تا در منطقه زاهدان لوکیشن را پیدا کنیم خوردیم به اسفند ماه. گفتند شما در این منطقه تا 15 اردیبشهت بیشتر نمی توانید کار کنید چون بادهای فصلی اجازه کار نمی دهد. دقیقا هم 15 اردیبهشت وزش باد شروع شد. خلاصه فیلم اولم با عجله و کلی دردسر و مشکلات عجیب و غریب ساخته شد . جدال در تاسوکی قرار نبود این گونه باشد و به خاطرمشکلاتی که اشاره کرده آن طور که مد نظرم بود نشد. با این حال هدف من این بود که دست بزنم به کارگردانی تا دیگر گیر ندهند.

*در فیلم دوم تان هم این مشکلات را داشتید ؟

زمانی که توی بورس بودم و دستمزد بالا می گرفتم، آقای انوار با یک تصمیم بی پایه به خیلی ها لطمه زد . او برای بازیگران نقش اول دستنمزد تعیین کرد. توجیه اش این بود که نمی خواهند سقف هزینه فیلم بالا برود. گفت بازیگر نقش اول برای هرفیلم 250 هزار تومان بگیرد. من دستمزدم بالاتر از این بود. بازیگر که هیچ وقت یقه تهیه کننده را نمی گیرد که من حتما باید بازی کنم. دنبال بازگیر می آیند و اگر فیلمنامه مناسب بود می روند سر قرارداد و سر مبلغ به توافق می رسند. منتهی ایشان مخالف بود و به خاطر همین دستمزد من را ممنوع الکار کرد.همین ایشان وقتی میخواستم فیلم بسازم به مدیر تولیدمان گفته بود نمی شود خودش بازی کند. یعنی یک نفر نمی شود چند کار کند.

*در «قانون»،«چشم‌هایش» و حالا هم «گناهکاران» ، نقش اصلی را خودتان بازی کرده اید. این یکی از قانون‌های شماست که دوست دارید حتما در فیلم‌های خودتان بازی کنید؟

نه اصلا. مثلا همین گناهکاران وقتی فیلمنامه آن را خواندم خیلی خوشم آمد و ترغیب شدم فیلم را بسازم. دیدم یک پلیس جوان داریم یک پلیس مسن. گفتم بهتر است پلیس مسن را خودم بازی کنم. برای تمام نقشها کاندیدایی داشتیم اما برای خود تدین چون از اول می دانستم پلیس خشنی است و یک مقدار با نقش‌های دیگری که بازی می کردم متفاوت است ترجیح دادم خودم بازی کنم. البته اگر فیلمنامه‌ای باشد که نقشی برای من نداشته باشد اصلا اصراری ندارم خودم بازی کنم. چنانچه فیلمنامه دیگری از سام (پسر قریبیان) که ابتدا می خواستم بسازم، اصلا نقشی برای خودم نداشت و داستان چهار جوان بود ولی متاسفانه به آن پروانه ساخت نداد.

خیلی‌ها ممکن است فکر کنند از فیلم‌های پلیسی مریکایی تقلید کرده‌ام اما اصلا اینطور نیست. فقط قصدم ادای دین بوده. هیچ تقلیدی نکردم. تفاوت بسیار زیادی است بین ادای دین کردن و تقلید کردن. ما فیلم‌های پلیسی زیادی در ایران داشتیم که اتفاقا بخش عمده‌ای از نها را هم خود من بازی کرده‌ام اما هیچ کدام از نها به درجه‌ای نرسیدند که منتقدان بخواهند از نها تعریف کنند. درباره «گناهکاران» اما وقتی فیلم در جشنواره نمایش داده شد، بسیار راضی کننده بود

*پلیسی که شما در فیلمتان خلق کردید، یک مقدار با تعریف ما از پلیس فیلم‌های ایرانی فرق دارد. الگوی خاصی برای نقش پلیس داشتید که باعث شد روی مسیر کلیشه‌هاحرکت نکنید؟

یک جورهایی ادای دین کردم به تمام فیلم‌های پلیسی آمریکایی که از نوجوانی تا الان دیده‌ام. درواقع خیلی‌ها ممکن است فکر کنند از فیلم‌های پلیسی آمریکایی تقلید کرده‌ام اما اصلا اینطور نیست. فقط قصدم ادای دین بوده. هیچ تقلیدی نکردم. تفاوت بسیار زیادی است بین ادای دین کردن و تقلید کردن. ما فیلم‌های پلیسی زیادی در ایران داشتیم که اتفاقا بخش عمده‌ای از آنها را هم خود من بازی کرده‌ام اما هیچ کدام از آنها به درجه‌ای نرسیدند که منتقدان بخواهند از آنها تعریف کنند. درباره «گناهکاران» اما وقتی فیلم در جشنواره نمایش داده شد، بسیار راضی کننده بود. نقدهای خوبی راجع به آن نوشته شد. این بزرگترین امتیاز است برای فیلمساز. البته من هنوز خودم را کارگردان حرفه‌ای نمی‌دانم اما برایم جالب است که اکثر منتقدان به اتفاق خوششان آمده بود. اصولا پلیس آگاهی خشن است چون با تبهکارها و خلاف کار ها سر و کار دارد و با پلیس راهنمایی و رانندگی که من و شما در طول روز در خیابان ها می بینم خیلی متقاوت است.

*برای خلق شخصیت «تدین»، به نظر می‌رسد یک مقدار از مناسبات روحی خودتان هم کمک گرفتید!

اصولاآدمی هستم که چه بعد از انقلاب و چه پس از آن مسیر حرفه ای مشخصی داشته ام برای همین هم توانسته ام 45 سال در این حرفه دوام بیاورم. شخصیت تدین آدمی است که سالیان سال در سیستم دوام آورده و در عین حال با کله شقی راه خودش را رفته است.البته خشونت ظاهری ای که تدین دارد من در شخصیت خودم ندارم و همین باعث شد که نقش برایم متفاوت باشد.

*در شروع فیلم، اینطور به نظر می‌رسد که تدین، چند بار پشت سر هم خلاف انجام داده و حتی اول فیلم، بدون گفتن «ایست»، به مظنون شلیک کرده. چنین مسئله‌‌ای اگر به طور واقعی در پلیس آگاهی اتفاق بیفتد، واقعا تا این حد با آرامش و مدارا با فرد خاطی برخورد می‌شود؟ یعنی مجازات قانونی ندارد؟

اتفاقا برخورد می‌شود چنان چه اداره بازرسی مسولیتش همین است. در فیلم شخصیت آقای ارشادی که نماینده اداره بازرسی است به دنبال تدین است ولی در دیالوگی می گوید مدرک به اندازه کافی بر ضد تدین نداریم غیر از شکایت یک مشت خلافکار.به خاطر همین استکه تدین تا به حال چقدر از درجه‌هایش عقب افتاده. اول فیلم پلیس جوان به او می‌گوید که تو با این سن، الان باید خیلی درجه‌ات بالاتر از این باشد. در طول فیلم مطرح می‌شود که تدین به خاطر نوع رفتارش، درجه‌اش دائم عقب افتاده، بارها توبیخ شده و حتی در پایان هم میبینید که بازداشت می‌شود و به او می‌گویند که بازنشسته شده. حتی یک جایی در شروع وقتی از در می‌رود بیرون پشت سرش می‌گویند که او از اول هم کله شق بوده. یا یک جای دیگر رئیس آگاهی درباره‌اش می‌گوید روشش مطابق میل من نیست اما از بهترین هاست. یعنی به خاطر اینکه آدم تیزهوشی است و خیلی مسائل را به راحتی حل کرده، نمی‌خواهند راحت او را از دست بدهند.

*یکی از ابهاماتی که درباره فیلم «گناهگاران» وجود دارد این است که اول فیلم، مخاطب، صدای ذهن روانگر را می‌شنود و بخشی از داستان را از طریق این صدا متوجه می‌شود. اصلا به همین دلیل هم هست که نام او را از فهرست مظنونین داخل ذهنش خارج می‌کند. شاید در برخی فیلم‌های مشابه خارجی چنین اتفاقی افتاده باشد اما فکر نمیکنید آخر فیلم، مخاطب حس کند که کارگردان او را گول زده؟

حسن فیلم همین است. در فیلم «مظنونین همیشگی» شخصیت اصلی که راوی است به همه از جمله تماشاچی دروغ می گوید. در فیلم ما اصلا راوی نداریم. ذهن سیال آدم ها است. چون شخصیت اصلی ما (روانگرد با بازی رامید جوان است)با ذهن سیال او اول آشنا می شویم و در نتیه با او او همذات پنداری می کنیم. مسئله اینجاست که این اتفاق‌ها در سینمای ما جا نیفتاده اما در دنیا جا افتاده. ما آمدیم ریسک کردیم تا این شیوه داستان گویی را یک مقدار جا بیندازیم اما حالا باید ببینیم مخاطبان چه نظری دارند. به نظرم یک سری مسائل هست که باید حتما دو بار فیلم را ببینیم تا برایمان مشخص شود. از تیتراژ فیلم کلیدها و کدهایی در سرتاسر فیلم گذاشته ایم که به تماشاچی بگوییم قاتل کیست و این باعث می شود که تماشاچی ای که برای بار دوم یلم را می بیند با یافتن این کدها و کلیدها متوجه شود که گول نخورده و تمام اطلاعات از ابتدای فیلم مقابل چشمش بوده.

*در بعضی از بخش‌های فیلم، شما از فن تدوین موازی استفاده کرده‌اید. درست است که این فن برای نشان دادن همزمان دو یا چند اتفاق موازی، می‌تواند شیوه کاربردی و مناسبی باشد اما در بخش‌هایی بدون دلیل از آن استفاده کرده‌اید. مثلا زمانی که دو نفر روی یک کاناپه کنار هم نشسته‌اند و دارند با هم حرف میزنند چه لزومی دارد از دو نمای کنار هم استفاده کنید؟

از مرحله پیش تولید آقای بهرام دهقانی دومین نفری بود که با او قراردداد بستیم. آقای دهقانی و سام به علت حجم اطلاعات زیادی که در داستان و فیلم وجود داشت، پیشنهاد دادند تمام سکانس های فلاش بک که در واقع نقطه دید افراد مختلف نسبت به ماجرا است به صورت موازی در چند کادر روایت شود. حتی در بعضی جاها از جمله سکانس معرفی تدین می بینید که دیالوگ ها با تصویری که می بینیم متناقض است و می فهمیم که کی در کجا دروغ می گوید.

* اگر سه اتفاق در سه جای مختلف وجود داشته باشد استفاده از تدوین موازی کاملا بجاست اما نه درباره جایی که دو نفر کنار هم نشسته‌اند و باهم دیالوگ برقرار می‌کنند. علت استفاده از این فن هم ادای دین به سریال خارجی 24 بود؟

من اصلا سریال «24» را ندیدم اما در پاسخ به سوالتان باید بگویم در سینما اصولا وقتی می خواهند فلاش بک بزنند اکثرا از تمهید کلیشه شده سیاه و سفید کردن تصویر یا تغییر رنگ استفاده می کنند. ما سعی کردیم در تدوین فیلم مان هم به نوعی ریسک کنیم. و به جای تمهیدات پیش پا افتاده نوع تدوین را تغیییر دهیم و از تعریف داستان در چن کار به طور همزمان استفاده کنیم.این کاری است که سالیان سال است در سینمای دنیااتفاق افتاده. مثل تایم کد یا قدمی تر از آن صحبت بالشی ازاین نوع مونتاژ استفاده کرده اند.

* به عنوان بازیگر پرکار سینما، در جریان خیلی از مشکلات فیلمسازی بودید. با این حال چرا تصمیم گرفتید یک بار دیگر با این شرایط سراغ کارگردانی بروید؟

من آدمی هستم که معمولا کاری که دوست داشته باشم میکنم و کاری که دوست نداشته باشم به هیچ وجه سراغش نمی روم. چون فیلمنامه را دوست داشتم باید آن را میساختم. ضمن اینکه بازیگر وقتی سنش میرود بالا طبیعی است که پیشنهادهایش کمتر میشود و باید فکری برای خودش بکند. مخصوصا اینکه من به هر سنی هم که برسم تحت هیچ شرایطی، حاضر نیستم نقشهای فرعی بازی کنم. یا باید سینما را بگذارم کنار یا راهی باز کنم که ماندگار شوم. این بود که رو آوردم به کارگردانی و تهیه کنندگی. وگرنه من کاملا میدانم وضعیت سینمای ما چیست و با مشکلاتش کلا آشنایی دارم.

*شما که به گزینش نقش‌ها و قدرت و جذابیت آنها تا این حد اهمیت می‌دهید که حاضر نیستید تحت هیچ شرایطی نقش فرعی بازی کنید، چطور می شود که یک مرتبه سر از سریالی مثل «روز حسرت»، «باغ شیشه‌ای» یا «تکیه برباد» در می‌آورید؟

من اصلا بازیگر سریال نبودم و سالها هم با حضور در این پروژه‌ها مبارزه میکردم و نمیرفتم. تا اینکه سریال «روز حسرت» را قبول کردم. آنهم به این دلیل که دلم می‌خواست بتوانم فیلم مستقل بسازم و سرمایه خوبی نداشتم. درباره سریال معتقد به این هستم که یا نباید آدم بازی کند یا باید سریالی را بازی کند که عامه مردم آن را ببینند و دوست داشته باشند. بهرحال من سریال بازی کردم تا وضع مالی ام را روبه راه کنم و بتوانم فیلمم را بسازم.

*هم سر «روز حسرت» و هم «تکیه بر باد» فقط دلیلتان، کسب سرمایه برای ساخت فیلم بود؟

بله دقیقا و مخصوصا در «باغ شیشه‌ای»!هر چند دو کار دیگر عامه پسند و آبرومند از کار در آمدند.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خ��د را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه