یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

مجموعه : اخبار سینما ، فرهنگی و هنری
یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)
یکی از روزهای پایان مهرماه 93 بود. کیتارو پیش از آن در روزهای 23 تا 37 مهرماه در تهرانروی صحنه رفته و قطعات به یادماندنی جاده ابریشم، کاراوانساری و… را به همراه نوازنده های همراهش و شماری از نوازندگان ایرانی به رهبری نادر مرتضی پور اجرا کرده بود. این اجرا، بخشی از تور جهانی ای بود که از ترکیه، سنگاپور و جمهوری آذربایجان آغاز شد. کیتاور سال جدید میلادی تور جهانی خود را در تاریخ 19 فوریه از سنت پترزبورگ آغاز کرد.

مقاصد بعدی او به ترتیب 22 فوریه (ورشو)، 24 فوریه (مسکو)، 26 فوریه (کیف)، 28 فوریه (بحرین)، دوم مارس (بخارست)، چهارم مارس (استانبول) و ششم مارس (باکو) بود. متن زیر، گفت و گوی ما با کیتارو است که اینک پس از چند ماه برای اولین بار در سالنامه نوروزی «شرق» منتشر می شود. این گفت و گو به لطف آتسوکو میزوتا (Atsuko Mizuta) مدیر ارتباط با رسانه های شرکت Domo (ناشر رسمی آثار کیتارو) و مصطفی کبیری مدیر شرکت طنین رویایی پارسه (نماینده رسمی کیتارو در ایران) انجام شد.

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

روزگاری آرزو کرده بودید بتوانید بر مسیر جاده ابریشم، آهنگ صلح بنوازید. همزمان با ماهی که بی ارتباط با صلح و عشق نبود (مهرماه)، میهمان ایرانیان شدید و به آرزویتان رسیدید. تجربه کنسرت در ایران چگونه بود؟

یکی از بهترین لحظات زندگی ام طی روزهای سفر به ایران رقم خورد. من البته پیش تر هم تجربه نواختن در جاده ابریشم را داشتم. زمانی که به شوروی سابق سفر کردم، و سپس از آنجا با اتوبوس به عشق آباد رفتم. آن کنسرت سال 1981 برپا شد. درواقع از ژاپن با هواپیما به شرق شوروی سابق پرواز کردم. از آنجا به دشواری و با چندبار مسیر عوض کردن به مسکو رفتم که چند روز طول کشید. تجربه ساخت موسیقی برای فیلم مستند جاده ابریشم همان طور که می دانید، مربوط به کشورهای واقع در این مسیر از زمان های باستانی بود. چیزهای فراوانی از فرهنگ مردم، مذهب و سبک زندگی آنها را دربر داشت و من هم واقعا چیزهای زیادی از آن یادگرفتم. آن تجربه البته مبتنی بر آموخته هایی واقعی و از نزدیک نبود. اما این بار که به ایران آمدم و از نزدیک با مردم ایران ملاقات کردم، دریافتم کجا هستم.

چه تفاوت هایی بین آنچه از ایران شنیده بودید و آنچه در واقع مشاهده کردید، وجود داشت؟

من در این سفر، ایران امروز را از نزدیک دیدم. قبل از آن براساس اطلاعاتم از جاده ابریشم تصوری دیگر از ایرانیان در ذهن داشتم. با این حال ایران را همواره بخش مهمی از جاده ابریشم می دانستم و می دانم.

این چندمین کنسرت شما از نواختن در جاده ابریشم محسوب می شود؟

قبل تر در چین هم اجرا داشتم. سال 1982، یعنی بیش از سه دهه پیش، در شانگهای اجرا کردیم و وزارت فرهنگ وقت چین این برنامه را مهیا کرد. شهردار شانگهای هم نقش مهمی در این هماهنگی داشت.

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

چرا به شما می گویند «کیتارو»؟ این واژه به چه معناست؟

قدیم ها یکی مجموعه تلویزیونی پخش می شد به نام «کی تا رو». «کی تا رو» کلمه ای سه بخشی است؛ «کی» به معنای شادی، «تا» به معنای فراوان، «رو» به معنای آدم. به این ترتیب «کی تا رو» به معنای آدم خیلی شاد است؛ البته در عین حال، کیتارو با همین تلفظ نام یک کارتون ژاپنی مربطو به دوران کودکی من هم می شود. رفته رفته اسم مستعار من «کیتارو» شد و من هم به آن عادت کردم. البته بگویم که برخلاف برنامه چینی، کیتارو در کارتون ژاپنی چیزی بود شبیه هیولا.

خب برگردیم به اجراهایتان در ایران، تجربه چند روز اجرا در ایران چگونه بود؟

این بار فقط در تهران روی صحنه رفتم، اما در آینده نزدیک واقعا علاقه مندم که در شهرهای دیگر هم بتوازم. شناخت چندانی از دیگر شهرهای ایران ندارم، اما به گمان سه یا چهار مکان دیگر برای اجراهای بعد خوب باشند، به ویژه شیراز و همچنین اصفهان.

چه شد برای همیشه ژاپن را ترک و آمریکا را برای سکونت انتخاب کردید؟

رابطه ام با ژاپن قطع نشده. مدام به زادگاهم می روم. انجا خیلی وقت ها ملاقات دارم و کارهایی را اجرا می کنم. اما سکونتم در آمریکا به مسایل کاری مربوط می شود. من نوازنده ام و به همین دلیل در آمریکا زندگی می کنم.

هیچ چهره ایرانی را در آمریکا می شناسید؛ به ویژه در زمینه هنر و موسیقی؟

پزشک من در آمریکا ایرانی است. اتفاقا قبل از آمدنم به ایران او را از این سفر مطلع کردم و او با غرور و خوشحالی از این موضوع استقبال کرد؛ اما واقعیت آن است که چهره هنری و موسیقیایی خاصی را از ایران در آمریکا نمی شناسم.

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

در ایران کدام چهره های هنری را می شناسید؟

اینجا هنرمندان چندانی را نمی شناسم؛ اما در چند شب کنسرت، بعد از هر اجرا، هنرمندان فراوانی می آمدند و با هم آشنا می شدیم و کارت خودشان را می دادند، اما نام آنها را نمی دانم.

با توجه به تجربه نواختن در ایران، چه شباهت هایی بین موسیقی ژاپن و ایران می بینید؟

روی سیاره زمین، تنوع بی شماری از موسیقی داریم. اما من شخصا فکر می کنم که صدا به تنهایی، ردپا و روح افزایی خاص خود را به همراه دارد. موسیقی ژاپن و ایران به نظرم شبیه هم هستند. در ژاپن هم خیلی ها به موسقی سنتی و قدیمی علاقه مندند. به نظر من این دو موسیقی خیلی به هم نزدیک اند. راستش از نظر من هیچ مرزی وجود ندارد. ابزار و آلات موسیقی و نحوه آموختن و نواختن آن به نظر در دو فرهنگ ایران و ژاپن شباهت های فراوانی دارد. قبل از کنسرت من، یک تایکونواز شباهت های فراوانی دارد. قبل از کنسرت من، یک تایکونواز ژاپنی به نام «ایچی تارو» که دوست من است در ایران اجرا داشت…

تایکونوازی برای شما چه معنایی دارد؟ نوع و سبک نواختن تایکو، که در آن حتی دستان تان خون آلود می شود، از چه ناشی می شود و چرا به این شیوه اجرا می شود؟

ریتم و نواختن، در روح و خون و رگ و ریشه ما ژاپنی ها جاری و ساری است. نواختن تایکو، کاری ساده ولی بسیار ژرف و پرمحتواست. پیش تر در ژاپن، رسم بر این بود که تایکو در کوه فیجی نواخته شود. اما من به روستای خودم «نگانو» رفتم که آنجا هم کوه دارد و طبق رسم شب های سپتامبر در آنجا می نوازم. این مراسم 12 ساعت طول می کشد، از غروب تا طلوع آفتاب این سبک نوازندگی، نوعی مراسم و آیین است که با هدف تقدیر از مادر زمین صورت می گیرد. در این برنامه، از کودکان تا مسن ترین افراد حضور پیدا می کنند و همه با هم می نوازند.

چرا در کنسرت تان در ایران تایکونوازی نکردید؟

همراهم تایکو نیاورده بودم. چند هفته پیش دوستم آقای «ایچی تارو» در ایران اجرا داشت و من فکر می کنم. که با خودش تایکو آورده بود. اجرایی که مربوط به هفته فرهنگی ژاپن، در ایران بود. تایکونوازی من مربوط به این اوخر است. اما «ایچی تارو» که از من جوان تر و در این زمینه خبره تر است با افراد معروفی اجرا داشته است. او به نظرم طی حضورش در ایران اجرای سولو هم داشت و سفارت ژاپن نقش مهمی در سفرش به ایران داشت. با این حال، اگر با خودم تایکو آورده بودم حتما می نواختم.

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

در گفت و گوهای قبلی هم از شما پرسیده بودیم و الان می خواهیم بیشتر بدانیم که چرا سبک اجرای تایکو به گونه ای است که در پایان، حتی ممکن است از انگشت ها خون بیاید؟

پوسته تایکو از جنس چوب است. وقتی به آن ضربه می زنید ایجاد موج می کند و تمام این موج است که صدا تولید می کند. بعضی از تایکوها هم خیلی خیلی بزرگ اند و حالا تصور کنید که چه موجی ایجاد می کنند. این موج ها به دست ها ضربه وارد می کند. هیچ آمپلی فایری به کار برده نمی شود، اما ممکن است صدای آن در سه مایلی هم شنیده شود.

موسیقی شما را به عنوان «نیو ایچ» و شما را از پیشتازان این سبک می شناسند. آیا این تفسیر را قبول دارید؟

خب اجراهای من عملا سبک جدیدی است که می توان از آن به این عنوان نام برد.

چند وقت است که موسیقی می نوازید و چه تغییراتی در سبک اجرایی تان در این مدت داشته اید؟

بیش از چهار دهه. اما واقعیت این است که چندان سبک و سیاق موسیقیایی خودم را عوض نکردم. چون این سبک من است.

پس چطور خودتان را با تحولات موسیقی، به روز نگاه می دارید؟

هر روز ابزار موسیقیایی جدید تولید می شد. قبلا اجرای آنالوگ داشتیم اما امروزه فناوری دیجیتال و فناوری های جدید دیگری داریم که بعضی از آنها واقعا مفید و سودمندند. به همین دلیل هم من در استودیوی خودم از این فناوری ها دارم. همه آنها را نمی پذیرم و فقط آنهایی برایم جذاب هستند که به سبک شخصی ام کمک کنند.

شما موسیقی فیلم «بهشت و زمین» به کارگردانی الیور استون را ساخته اید آیا برایتان مهم است که برای فیلم های مستند موسیقی بنویسید؟

موضوع مستند کمی فرق دارد. در آن ما مجموعه ای از تصاویر داریم و یک مجموعه پیش زمینه از موضوع. تجربه ای است که زیاد می شود از آن آموخت. به ویژه در ارتباط با موسیقی. البته، اجرای جاده ابریشم بسیار متفاوت تر از کاری بود که برای فیلم آقای استون انجام دادم و تفاوت مهم آن این است که جاده ابریشم در خود یک داستان داشت. با این حال، هنوز دوست دارم که برای فیلم های مستند اجرا کنم. تجربه متفاوتی است. البته نه برای هر فیلمی. به جز این دو تجربه، چند تجربه دیگر هم در چین و ژاپن در زمینه موسیقی فیلم مستند دارم که هر یک، تجربه هایی کاملا متفاوت هستند.

در کنسرت ایران چه توانایی هایی در جوانان هنرمند ایران دیدید؟

به نظر بیشتر آنها به اجراهای کلاسیک علاقه مند هستند. مثل موتزارت و باخ و… . اما سبک موسیقی من «نیو ایچ» است و برای آنها هم تازه و نو بود. اتفاقا در این اجرا هم آنها مجبور بودند خودشان را با سبک من انطباق بدهند و خیلی وقت ها باید فی البداهه تصور می کردند که چه اجرایی می خواهیم داشته باشیم. در هر حال، تجربه خیلی خوبی بود و شب به شب بهتر هم شد.

یک روح ژاپنی در تهران !! (عکس)

چه پیشنهادی به جوانان ایرانی دارید؟

در ایران، سازها و فناوری های مربوط به آن وجود دارد. پیشنهاد می کنم که راه خودشان را پیدا کنند، چه با معلم چه بی معلم. یک نکته مهم اینکه با فناوری های جدید راحت می شود تولید صدا کرد. اما در زمان ما این گونه نبود و ممکن بود دو روز هیچ صدایی تولید نکنیم و فقط فکر کنیم و کار. این باعث شکل گیری خلاقیت می شود و البته نکته مهمی است.

این اجرا به پایان رسید. آیا باز هم شما را در ایران خواهیم دید؟

دقیقا نمی دانم. اما از دولت و همچنین مدیر برنامه هایم خواسته ام امکان و احتمال حضور دوباره ام را بررسی کنند. من یک برنامه زمانی برای اجرا دارم که از آن جمله می توان به اجرای کنسرت بعدی ام در ژاپن در سال 2015 اشاره کرد. خیلی امیدوارم که دوباره در ایران حضور پیدا کنم و موسیقی بنوازم.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه